saprophyte

[ایالات متحده]/ˈsæprəfaɪt/
[بریتانیا]/ˈsæprəfaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی، قارچی یا میکروبی که بر روی مواد آلی مرده یا در حال تجزیه زندگی می‌کند؛ یک تجزیه‌کننده که مواد مغذی خود را از مواد مرده یا در حال تجزیه به دست می‌آورد

عبارات و ترکیب‌ها

saprophyte organism

قارچ‌های تجزیه‌کننده

saprophyte fungi

قارچ‌های تجزیه‌کننده

saprophyte bacteria

باکتری‌های تجزیه‌کننده

saprophyte role

نقش تجزیه‌کننده

saprophyte species

گونه‌های تجزیه‌کننده

saprophyte habitat

زیستگاه تجزیه‌کننده

saprophyte nutrition

تغذیه تجزیه‌کننده

saprophyte growth

رشد تجزیه‌کننده

saprophyte decay

تجزیه تجزیه‌کننده

saprophyte decomposition

تجزیه و تحلیل تجزیه‌کننده

جملات نمونه

a saprophyte plays a crucial role in the ecosystem.

یک ساپروفیت نقش حیاتی در اکوسیستم ایفا می‌کند.

many fungi are classified as saprophytes.

بسیاری از قارچ‌ها به عنوان ساپروفیت طبقه‌بندی می‌شوند.

saprophytes help decompose organic matter.

ساپروفیت‌ها به تجزیه مواد آلی کمک می‌کنند.

the study of saprophytes can reveal much about soil health.

مطالعه ساپروفیت‌ها می‌تواند اطلاعات زیادی در مورد سلامت خاک آشکار کند.

some plants rely on saprophytes for nutrients.

برخی از گیاهان برای دریافت مواد مغذی به ساپروفیت‌ها متکی هستند.

in nature, saprophytes are essential for nutrient cycling.

در طبیعت، ساپروفیت‌ها برای چرخه مواد مغذی ضروری هستند.

understanding saprophytes can improve composting practices.

درک ساپروفیت‌ها می‌تواند روش‌های کمپوست را بهبود بخشد.

saprophytes can thrive in decaying environments.

ساپروفیت‌ها می‌توانند در محیط‌های در حال پوسیدگی رشد کنند.

researchers are studying the genetics of saprophytes.

محققان در حال مطالعه ژنتیک ساپروفیت‌ها هستند.

saprophytes contribute to the breakdown of dead organisms.

ساپروفیت‌ها به تجزیه اجساد کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید