sarson

[ایالات متحده]/ˈsɑːsən/
[بریتانیا]/ˈsɑr.sən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گیاه خردل وحشی
Word Forms
جمعsarsons

عبارات و ترکیب‌ها

sarson oil

روغن تخم خردل

sarson seeds

تخم خردل

sarson curry

کاري خردل

sarson salad

سالاد خردل

sarson leaves

برگ‌های خردل

sarson paste

خمیر خردل

sarson dressing

سس خردل

sarson powder

پودر خردل

sarson plant

گیاه خردل

sarson harvest

برداشت خردل

جملات نمونه

sarson is commonly used in indian cuisine.

سرسون به طور معمول در آشپزی هندی استفاده می‌شود.

sarson da saag is a popular dish in punjab.

سرسون دا ساگ یک غذای محبوب در پنجاب است.

many people enjoy the flavor of sarson oil.

بسیاری از مردم از طعم روغن سرسون لذت می‌برند.

sarson can be used to make pickles.

می‌توان از سرسون برای تهیه ترشی استفاده کرد.

in winter, sarson is often consumed for warmth.

در زمستان، سرسون اغلب برای گرم شدن مصرف می‌شود.

sarson leaves are rich in nutrients.

برگ‌های سرسون سرشار از مواد مغذی هستند.

farmers grow sarson in the fields.

کشاورزان سرسون را در مزارع می‌کاشتند.

sarson is often paired with makki di roti.

سرسون اغلب با روتی مککی همراه است.

the health benefits of sarson are well-known.

فواید سلامتی سرسون به خوبی شناخته شده است.

using sarson in cooking enhances the taste.

استفاده از سرسون در پخت و پز طعم را افزایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید