sartor

[ایالات متحده]/ˈsɑːtə/
[بریتانیا]/ˈsɑrtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خیاط
Word Forms
جمعsartors

عبارات و ترکیب‌ها

sartor vitae

سارتور ویته

sartor resartus

سارتور رسارتوس

master sartor

استاد سارتور

sartor's touch

لمس سارتور

sartor style

سبک سارتور

tailor sartor

خیاط سارتور

sartor's craft

هنر و صنعت سارتور

sartor's art

هنر سارتور

sartor skills

مهارت‌های سارتور

the sartor

سارتور

جملات نمونه

the sartor tailored the suit perfectly.

خیاط، لباس را به طور کامل و بی‌نقص دوخت.

she visited the sartor to discuss her wedding dress.

او برای صحبت درباره لباس عروس خود به دیدن خیاط رفت.

the sartor recommended a classic style for the outfit.

خیاط یک مدل کلاسیک برای لباس پیشنهاد داد.

he is known as the best sartor in the city.

او به عنوان بهترین خیاط در شهر شناخته می‌شود.

the sartor used high-quality fabric for the jacket.

خیاط از پارچه با کیفیت بالا برای کت استفاده کرد.

she asked the sartor to make adjustments to her dress.

او از خیاط خواست تا تغییراتی در لباسش ایجاد کند.

the sartor specializes in custom-made clothing.

خیاط در زمینه تولید لباس‌های سفارشی تخصص دارد.

he learned the art of tailoring from a master sartor.

او هنر خیاطی را از یک خیاط ماهر آموخت.

the sartor provided excellent customer service.

خیاط خدمات مشتری عالی ارائه داد.

she praised the sartor for his attention to detail.

او از خیاط به خاطر توجه او به جزئیات قدردانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید