sates

[ایالات متحده]/seɪts/
[بریتانیا]/seɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور کامل راضی کردن؛ به حد افراط لذت بردن

عبارات و ترکیب‌ها

sates hunger

اشباع گرسنگی

sates desire

اشباع هوس

sates appetite

اشباع اشتها

sates curiosity

اشباع کنجکاوی

sates needs

اشباع نیازها

sates cravings

اشباع هوس ها

sates interests

اشباع علایق

sates thirst

اشباع تشنگی

sates urges

اشباع وسوسه‌ها

sates fears

اشباع ترس‌ها

جملات نمونه

the meal sates my hunger perfectly.

وعده غذایی گرسنگی من را به طور کامل سیر می‌کند.

nothing sates my thirst like cold water.

هیچ چیز مانند آب سرد عطش من را سیر نمی‌کند.

reading a good book sates my curiosity.

خواندن یک کتاب خوب کنجکاوی من را سیر می‌کند.

the dessert sates my sweet tooth.

دسر، دندان شیرین من را سیر می‌کند.

a long walk sates my need for exercise.

یک پیاده‌روی طولانی نیاز من به ورزش را برآورده می‌کند.

his compliments sates my desire for validation.

تعارفات او، میل من به تایید را برآورده می‌کند.

the movie sates my interest in adventure stories.

فیلم، علاقه من به داستان‌های ماجراجویانه را برآورده می‌کند.

traveling sates my wanderlust.

سفر کردن، عطش سفر من را سیر می‌کند.

fresh fruits sates my need for healthy snacks.

میوه‌های تازه، نیاز من به میان وعده‌های سالم را برآورده می‌کند.

listening to music sates my need for relaxation.

گوش دادن به موسیقی، نیاز من به آرامش را برآورده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید