sauceboat

[ایالات متحده]/ˈsɔːs.bəʊt/
[بریتانیا]/ˈsɔsˌboʊt/

ترجمه

n. ظرفی به شکل قایق برای سرو سس; ظرفی برای نگهداری سس سویا
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sauceboat set

ست قایق سس

sauceboat design

طراحی قایق سس

sauceboat collection

کلکسیون قایق سس

sauceboat holder

نگهدارنده قایق سس

sauceboat lid

درپوش قایق سس

sauceboat style

سبک قایق سس

sauceboat material

جنس قایق سس

sauceboat capacity

ظرفیت قایق سس

sauceboat usage

استفاده از قایق سس

sauceboat size

اندازه قایق سس

جملات نمونه

she poured the gravy into the sauceboat.

او سس را در قوری سروس ریخت.

the sauceboat was elegantly designed for serving.

قوری سروس به طور ظریف طراحی شده بود تا سرو شود.

we need a sauceboat for the salad dressing.

ما به یک قوری سروس برای سس سالاد نیاز داریم.

he placed the sauceboat on the dining table.

او قوری سروس را روی میز ناهارخوری قرار داد.

the chef recommended using a sauceboat for the special sauce.

سرآشپز استفاده از قوری سروس برای سس ویژه را توصیه کرد.

she carefully cleaned the antique sauceboat.

او با دقت قوری سروس قدیمی را تمیز کرد.

the sauceboat complements the dinnerware perfectly.

قوری سروس به طور کامل با ظروف غذاخوری مطابقت دارد.

he filled the sauceboat with homemade barbecue sauce.

او قوری سروس را با سس باربکیوی خانگی پر کرد.

don't forget to pass the sauceboat around the table.

فراموش نکنید که قوری سروس را دور میز بچرخانید.

the sauceboat was a family heirloom.

قوری سروس یک ارثیه خانوادگی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید