sauroid

[ایالات متحده]/ˈsɔːrɔɪd/
[بریتانیا]/ˈsɔːrɔɪd/

ترجمه

n. ماهی از زیرراسته Sauroidea
adj. مربوط به ماهی‌های زیرراسته Sauroidea

عبارات و ترکیب‌ها

sauroid species

گونه‌های ساوروئید

sauroid fossils

فسیل‌های ساوروئید

sauroid anatomy

آناتومی ساوروئید

sauroid lineage

تبار ساوروئید

sauroid characteristics

ویژگی‌های ساوروئید

sauroid evolution

تکامل ساوروئید

sauroid habitat

زیستگاه ساوروئید

sauroid research

تحقیقات ساوروئید

sauroid diversity

تنوع ساوروئید

sauroid behavior

رفتار ساوروئید

جملات نمونه

the fossil record shows many sauroid species.

سیاه شدن سینه نشان دهنده وجود بسیاری از گونه های ساوروئید است.

sauroid reptiles were dominant during the mesozoic era.

خزندگان ساوروئید در دوران مزوزوئیک غالب بودند.

scientists study sauroid anatomy to understand evolution.

دانشمندان آناتومی ساوروئید را برای درک تکامل مطالعه می کنند.

many sauroid creatures had unique adaptations.

بسیاری از موجودات ساوروئید سازگاری های منحصر به فردی داشتند.

the term 'sauroid' refers to lizard-like reptiles.

جمله 'ساوروئید' به خزندگان شبیه به مارمولک اشاره دارد.

some sauroid species are believed to have been warm-blooded.

برخی از گونه های ساوروئید احتمالاً خونگرم بودند.

fossils of sauroid dinosaurs have been discovered worldwide.

فسیل های دایناسورهای ساوروئید در سراسر جهان کشف شده اند.

researchers are fascinated by the diversity of sauroid life.

محققان از تنوع زندگی ساوروئیدها متحیر شده اند.

understanding sauroid behavior can help in conservation efforts.

درک رفتار ساوروئیدها می تواند به تلاش های حفاظتی کمک کند.

the sauroid lineage includes both dinosaurs and modern reptiles.

خط ولید ساوروئید شامل هم دایناسورها و هم خزندگان مدرن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید