sauvages

[ایالات متحده]/səʊˈvɑːʒ/
[بریتانیا]/soʊˈvɑːʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوم شخص صیغهٔ «سافوژ» (کلمه فرانسوی به معنی «جاهل»)؛ همچنین یک نام خانوادگی (Sauvage)

جملات نمونه

many herbalists study the properties of plantes sauvages.

بیشتر دانشمندان گیاهی خصوصیات گیاهان جنگلی را مطالعه می کنند.

explorers enjoyed the breathtaking beauty of paysages sauvages.

کاشفان زیبایی بی وقفه مناظر جنگلی را لذت می برند.

the documentary focused on the lives of animaux sauvages.

فیلم مستند روی زندگی حیوانات جنگلی متمرکز بود.

wine experts appreciate the complex notes of levures sauvages.

متخصصان شراب نکات پیچیده مخمرهای جنگلی را ارزیابی می کنند.

the villagers harvested miel sauvages from the forest.

روستاییان عسل جنگلی را از جنگل جمع آوری کردند.

tourists were invited to pick baies sauvages along the trail.

گردشگران دعوت شدند تا در طول مسیر میوه های جنگلی را جمع آوری کنند.

the chef specializes in cooking with champignons sauvages.

پовар در پخت و پزشکی با قارچ های جنگلی متخصص است.

the canal was overgrown with roseaux sauvages.

کانال با گیاهان جنگلی پر شده بود.

she attempted to tame the pensées sauvages growing near the fence.

او سعی کرد گیاهان جنگلی که در نزدیکی سرپری رشد می کردند را کنترل کند.

rats sauvages often carry diseases harmful to humans.

موش های جنگلی اغلب بیماری هایی را حمل می کنند که برای انسان مضر است.

les techniques sauvages are often more dangerous than modern methods.

تکنیک های جنگلی اغلب خطرناک تر از روش های مدرن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید