chocolate savarins
سوارین شکلاتی
savarins recipe
دستور تهیه سوارین
mini savarins
سوارین مینی
fruit savarins
سوارین میوهای
savarins dessert
دسر سوارین
vanilla savarins
سوارین وانیلی
savarins mold
قالب سوارین
savarins cake
کیک سوارین
savarins filling
مواد پرکننده سوارین
savarins topping
تاپینگ سوارین
she baked delicious savarins for the party.
او شیرینیهای سوارین خوشمزه برای مهمانی پخت.
we enjoyed savarins with coffee at the café.
ما از خوردن شیرینیهای سوارین با قهوه در کافه لذت بردیم.
his favorite dessert is a rum-flavored savarin.
شیرینی سوارین با طعم رم، مورد علاقه اوست.
she decorated the savarins with fresh fruits.
او شیرینیهای سوارین را با میوههای تازه تزئین کرد.
at the bakery, they offer a variety of savarins.
در نانوایی، آنها انواع مختلفی از شیرینیهای سوارین ارائه میدهند.
he learned how to make savarins from his grandmother.
او طرز تهیه شیرینیهای سوارین را از مادربزرگش یاد گرفت.
the chef's specialty is a chocolate savarin.
تخصص سرآشپز، شیرینی سوارین شکلاتی است.
she served savarins at the end of the meal.
او شیرینیهای سوارین را در پایان غذا سرو کرد.
he prefers his savarins soaked in syrup.
او ترجیح میدهد شیرینیهای سوارینش در شربت خیس باشند.
they made savarins for the wedding celebration.
آنها شیرینیهای سوارین برای جشن عروسی درست کردند.
chocolate savarins
سوارین شکلاتی
savarins recipe
دستور تهیه سوارین
mini savarins
سوارین مینی
fruit savarins
سوارین میوهای
savarins dessert
دسر سوارین
vanilla savarins
سوارین وانیلی
savarins mold
قالب سوارین
savarins cake
کیک سوارین
savarins filling
مواد پرکننده سوارین
savarins topping
تاپینگ سوارین
she baked delicious savarins for the party.
او شیرینیهای سوارین خوشمزه برای مهمانی پخت.
we enjoyed savarins with coffee at the café.
ما از خوردن شیرینیهای سوارین با قهوه در کافه لذت بردیم.
his favorite dessert is a rum-flavored savarin.
شیرینی سوارین با طعم رم، مورد علاقه اوست.
she decorated the savarins with fresh fruits.
او شیرینیهای سوارین را با میوههای تازه تزئین کرد.
at the bakery, they offer a variety of savarins.
در نانوایی، آنها انواع مختلفی از شیرینیهای سوارین ارائه میدهند.
he learned how to make savarins from his grandmother.
او طرز تهیه شیرینیهای سوارین را از مادربزرگش یاد گرفت.
the chef's specialty is a chocolate savarin.
تخصص سرآشپز، شیرینی سوارین شکلاتی است.
she served savarins at the end of the meal.
او شیرینیهای سوارین را در پایان غذا سرو کرد.
he prefers his savarins soaked in syrup.
او ترجیح میدهد شیرینیهای سوارینش در شربت خیس باشند.
they made savarins for the wedding celebration.
آنها شیرینیهای سوارین برای جشن عروسی درست کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید