| جمع | saveloys |
saveloy sausage
سوسیس ساوله
saveloy sandwich
ساندویچ ساوله
saveloy and chips
سوسیس ساوله و سیب زمینی سرخ کرده
spicy saveloy
سوسیس ساوله تند
saveloy roll
رول ساوله
fried saveloy
سوسیس ساوله سرخ شده
saveloy platter
سینی ساوله
smoked saveloy
سوسیس ساوله دودی
saveloy stew
خورش ساوله
saveloy dip
دیپ ساوله
i enjoyed a saveloy with my breakfast this morning.
من عاشق خوردن ساولوی با صبحانه ام امروز بودم.
he ordered a saveloy sandwich for lunch.
او یک ساندویچ ساولوی برای ناهار سفارش داد.
we often have saveloy at our family gatherings.
ما اغلب ساولوی را در دورهمی های خانوادگی خود داریم.
the pub serves a delicious saveloy platter.
پاب یک بشقاب ساولوی خوشمزه سرو می کند.
she loves to grill saveloy on the barbecue.
او عاشق باربیکیو کردن ساولوی روی باربکیو است.
he made a savory dish using saveloy and vegetables.
او یک غذای خوشمزه با استفاده از ساولوی و سبزیجات درست کرد.
they served saveloy with mustard at the party.
آنها ساولوی را با خردل در مهمانی سرو کردند.
a hot saveloy is perfect on a cold day.
یک ساولوی داغ در یک روز سرد عالی است.
my favorite snack is a saveloy roll.
میان وعده مورد علاقه من یک رول ساولوی است.
at the market, i bought some fresh saveloy.
در بازار، من مقداری ساولوی تازه خریدم.
saveloy sausage
سوسیس ساوله
saveloy sandwich
ساندویچ ساوله
saveloy and chips
سوسیس ساوله و سیب زمینی سرخ کرده
spicy saveloy
سوسیس ساوله تند
saveloy roll
رول ساوله
fried saveloy
سوسیس ساوله سرخ شده
saveloy platter
سینی ساوله
smoked saveloy
سوسیس ساوله دودی
saveloy stew
خورش ساوله
saveloy dip
دیپ ساوله
i enjoyed a saveloy with my breakfast this morning.
من عاشق خوردن ساولوی با صبحانه ام امروز بودم.
he ordered a saveloy sandwich for lunch.
او یک ساندویچ ساولوی برای ناهار سفارش داد.
we often have saveloy at our family gatherings.
ما اغلب ساولوی را در دورهمی های خانوادگی خود داریم.
the pub serves a delicious saveloy platter.
پاب یک بشقاب ساولوی خوشمزه سرو می کند.
she loves to grill saveloy on the barbecue.
او عاشق باربیکیو کردن ساولوی روی باربکیو است.
he made a savory dish using saveloy and vegetables.
او یک غذای خوشمزه با استفاده از ساولوی و سبزیجات درست کرد.
they served saveloy with mustard at the party.
آنها ساولوی را با خردل در مهمانی سرو کردند.
a hot saveloy is perfect on a cold day.
یک ساولوی داغ در یک روز سرد عالی است.
my favorite snack is a saveloy roll.
میان وعده مورد علاقه من یک رول ساولوی است.
at the market, i bought some fresh saveloy.
در بازار، من مقداری ساولوی تازه خریدم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید