sawyer

[ایالات متحده]/'sɔːjə/
[بریتانیا]/'sɔɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که چوب را می‌برد
n. نوعی سوسک رنگارنگ
n. درختی که در جریانی از آب شناور است.
Word Forms
جمعsawyers

عبارات و ترکیب‌ها

skilled sawyer

نجار ماهر

wood sawyer

نجار چوب

experienced sawyer

نجار با تجربه

جملات نمونه

Tom Sawyer was an ordinary American boy who kept getting into trouble.

تام سایر یک پسر آمریکایی معمولی بود که مدام دچار دردسر می‌شد.

Blackie, him that's Blindy now, and this other boy Willie Sawyer, and they were slugging and kneeing and gouging and biting and I see one of Blackie's eyes hanging down on his cheek.

بلکی، او که حالا بلیندی صدا می‌زند، و پسر دیگر ویلی سویر، و آنها در حال مشت زدن، زانو زدن، چنگ زدن و گاز گرفتن بودند و من دیدم که یک چشم بلکی از گونه‌اش آویزان است.

Then we started for the house, and I went in the back door -- you only have to pull a buckskin latchstring, they don't fasten the doors -- but that warn't romantical enough for Tom Sawyer;

سپس به سمت خانه حرکت کردیم و من از در پشتی وارد شدم - فقط کافی است یک زنجیر درب چرمی را بکشید، آنها درها را نمی‌بندند - اما آنقدرها هم رمانتیک نبود برای تام سایر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید