scallopines

[ایالات متحده]/ˌskɒləˈpiːniːz/
[بریتانیا]/ˌskɑːləˈpiːniːz/

ترجمه

n. جمع scallopine؛ قطعه‌های نازک گوشت (معمولاً گوسفند) که با پودر نان پاشیده و سرخ شده‌اند.

جملات نمونه

the chef prepared pan-fried scallopines in a creamy sauce

شکارچی سکالوپین‌های سرخ‌شده در سس کرمی آماده کرد

she served the scallopines with a side of roasted vegetables

او سکالوپین‌ها را با یک کناره از سبزیجات پеченه‌شده سرو کرد

the scallopines were cooked to perfection in white wine

سکالوپین‌ها در شراب سفید به طور کامل پخته شدند

we enjoyed tender scallopines with mushrooms for dinner

ما سکالوپین‌های نرم با قارچ‌ها را به عنوان غذای عصر لذت بردیم

the restaurant is famous for its lemon scallopines

این رستوران به دلیل سکالوپین‌های لیمویی‌اش معروف است

he added fresh herbs to the sautéed scallopines

او عصاره‌های تازه را به سکالوپین‌های سرخ‌شده اضافه کرد

the scallopines were golden brown and delicious

سکالوپین‌ها زرد روشن و لذیذ بودند

i ordered scallopines with pasta for lunch

من سکالوپین‌ها را با پاستا برای ناهار سفارش دادم

the italian-style scallopines were exceptional

سکالوپین‌های سبک ایتالیایی بسیار عالی بودند

these scallopines are best served immediately

این سکالوپین‌ها بهتر است فورا سرو شوند

the classic scallopines recipe uses white wine and mushrooms

توصیف کلاسیک سکالوپین‌ها از شراب سفید و قارچ‌ها استفاده می‌کند

she butterfly-cut the scallopines before cooking

او سکالوپین‌ها را قبل از پختن با روش ترکیبی برش داد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید