scampi

[ایالات متحده]/'skæmpɪ/
[بریتانیا]/ˈskæmpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میگو; لابستر نروژی.
Word Forms
جمعscampis

عبارات و ترکیب‌ها

fried scampi

گوجه فرنگی سرخ شده

butterflied scampi

گوجه فرنگی بالدار

garlic scampi

گوجه فرنگی سیر

جملات نمونه

I ordered the shrimp scampi for dinner.

من اسکارپو سفارش دادم.

She cooked the scampi with garlic and butter.

او اسکارپو را با سیر و کره پخت.

The scampi dish was delicious and flavorful.

غذای اسکارپو خوشمزه و معطر بود.

He enjoys eating scampi with pasta.

او از خوردن اسکارپو با پاستا لذت می برد.

The restaurant is known for its excellent scampi recipe.

این رستوران به خاطر دستورالعمل عالی اسکارپویش معروف است.

I'm craving some garlic scampi right now.

من الان هوس اسکارپوی سیر دارم.

The scampi was perfectly seasoned with herbs.

اسکارپو به طور کامل با گیاهان مزه‌دار شده بود.

She prefers her scampi to be served with a side of vegetables.

او ترجیح می دهد اسکارپویش با یک طرفه سبزیجات سرو شود.

The scampi was a popular choice on the menu.

اسکارپو یک انتخاب محبوب در منو بود.

I'll have the scampi linguine for lunch, please.

لطفا من اسکارپو لینگوینی برای ناهار می خواهم.

نمونه‌های واقعی

Uh, for dinner, something simple a veal chop, some scampi, whatever you like.

اممم، برای شام، یک غذای ساده، یک تکه گوشت گوساله، کمی اسکامپی، هر چه دوست دارید.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

This time we're trying to figure out how to eat the scampi in Croatia.

این بار سعی می کنیم بفهمیم چگونه اسکامپی را در کرواسی بخوریم.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید