scaphocephaly

[ایالات متحده]/ˌskæfəʊˈsɛfəli/
[بریتانیا]/ˌskæfoʊˈsɛfəli/

ترجمه

n. وضعیتی که با شکل سر کشیده به دلیل بسته شدن زودهنگام درز ساژیتال مشخص می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

scaphocephaly diagnosis

تشخیص اسکافوسفالو

scaphocephaly treatment

درمان اسکافوسفالو

scaphocephaly symptoms

علائم اسکافوسفالو

scaphocephaly causes

علت‌های اسکافوسفالو

scaphocephaly management

مدیریت اسکافوسفالو

scaphocephaly surgery

جراحی اسکافوسفالو

scaphocephaly assessment

ارزیابی اسکافوسفالو

scaphocephaly prevalence

شیوع اسکافوسفالو

scaphocephaly research

تحقیقات اسکافوسفالو

scaphocephaly cases

موارد اسکافوسفالو

جملات نمونه

scaphocephaly is a type of craniosynostosis.

اسکافوسفالو یک نوع کرانیوسینستوزیس است.

children with scaphocephaly may require surgery.

کودکانی که اسکافوسفالو دارند ممکن است به جراحی نیاز داشته باشند.

diagnosis of scaphocephaly is often made through imaging.

تشخیص اسکافوسفالو اغلب از طریق تصویربرداری انجام می شود.

parents should monitor for signs of scaphocephaly.

والدین باید برای علائم اسکافوسفالو نظارت کنند.

scaphocephaly can affect the shape of the head.

اسکافوسفالو می تواند بر شکل سر تأثیر بگذارد.

early intervention is important for scaphocephaly.

مداخله زودهنگام برای اسکافوسفالو مهم است.

scaphocephaly may be associated with developmental delays.

اسکافوسفالو ممکن است با تأخیر در رشد همراه باشد.

parents should consult a specialist for scaphocephaly.

والدین باید برای اسکافوسفالو با یک متخصص مشورت کنند.

scaphocephaly can be identified at birth.

اسکافوسفالو می تواند در بدو تولد شناسایی شود.

research on scaphocephaly is ongoing in pediatric medicine.

تحقیقات در مورد اسکافوسفالو در طب کودکان در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید