schizogonies

[ایالات متحده]/ˌskɪtsəʊˈɡɒni/
[بریتانیا]/ˌskɪtsəˈɡɑni/

ترجمه

n. نوعی از تولید مثل غیرجنسی از طریق تقسیم

عبارات و ترکیب‌ها

asexual schizogony

schizogoni غیرجنسی

schizogony process

فرآیند تشکیب‌شدگی

schizogony cycle

چرخه تشکیب‌شدگی

schizogony phase

فاز تشکیب‌شدگی

schizogony stage

مرحله تشکیب‌شدگی

schizogony division

تقسیم تشکیب‌شدگی

schizogony form

فرم تشکیب‌شدگی

schizogony event

رویداد تشکیب‌شدگی

schizogony organisms

ارگانیسم‌های تشکیب‌شدگی

schizogony reproduction

تکثیر تشکیب‌شدگی

جملات نمونه

schizogony is a form of asexual reproduction.

شیزوگونیا نوعی از تولید مثل غیرجنسی است.

in some parasites, schizogony occurs in the host's blood.

در برخی از انگل‌ها، شیزوگونیا در خون میزبان رخ می‌دهد.

the life cycle of plasmodium includes a stage of schizogony.

چرخه زندگی پلاسمودیوم شامل مرحله‌ای از شیزوگونیا است.

schizogony can lead to a rapid increase in population.

شیزوگونیا می‌تواند منجر به افزایش سریع جمعیت شود.

researchers study schizogony to understand parasite development.

محققان شیزوگونیا را برای درک رشد انگل مطالعه می‌کنند.

schizogony is important in the life cycle of certain protozoa.

شیزوگونیا در چرخه زندگی برخی از پروتوزوآها مهم است.

during schizogony, the nucleus divides multiple times.

در طول شیزوگونیا، هسته چندین بار تقسیم می‌شود.

understanding schizogony helps in developing treatments for diseases.

درک شیزوگونیا به توسعه درمان برای بیماری‌ها کمک می‌کند.

schizogony can be observed under a microscope.

می‌توان شیزوگونیا را با استفاده از میکروسکوپ مشاهده کرد.

the term schizogony is derived from greek roots.

جریان شیزوگونیا از ریشه‌های یونانی گرفته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید