scientologist beliefs
اعتقادات ساینتولوژیست
scientologist practices
روشهای ساینتولوژیست
scientologist community
جامعهء ساینتولوژیست
scientologist members
اعضای ساینتولوژیست
scientologist teachings
آموزههای ساینتولوژیست
scientologist organizations
سازمانهای ساینتولوژیست
scientologist events
رویدادهای ساینتولوژیست
scientologist philosophy
فلسفهء ساینتولوژیست
scientologist ideology
ایدئولوژی ساینتولوژیست
scientologist literature
ادبیات ساینتولوژیست
she is a dedicated scientologist.
او یک دانشمند اختصاصی است.
many scientologists believe in the teachings of l. ron hubbard.
بسیاری از دانشمندان معتقد به آموزههای ال. رون هابارد هستند.
he attended a scientologist meeting last night.
او شب گذشته در یک جلسه دانشمندان شرکت کرد.
as a scientologist, she practices auditing regularly.
همانطور که یک دانشمند است، او به طور منظم به حسابرسی می پردازد.
scientologists often engage in community service.
دانشمندان اغلب در خدمات اجتماعی مشارکت می کنند.
he identifies himself as a scientologist.
او خود را دانشمند معرفی می کند.
scientologist beliefs emphasize personal growth.
باورهای دانشمندان بر رشد شخصی تأکید دارند.
she was raised in a scientologist family.
او در یک خانواده دانشمند بزرگ شد.
many scientologists participate in workshops.
بسیاری از دانشمندان در کارگاه ها شرکت می کنند.
he is proud to be a scientologist.
او به عنوان یک دانشمند افتخار می کند.
scientologist beliefs
اعتقادات ساینتولوژیست
scientologist practices
روشهای ساینتولوژیست
scientologist community
جامعهء ساینتولوژیست
scientologist members
اعضای ساینتولوژیست
scientologist teachings
آموزههای ساینتولوژیست
scientologist organizations
سازمانهای ساینتولوژیست
scientologist events
رویدادهای ساینتولوژیست
scientologist philosophy
فلسفهء ساینتولوژیست
scientologist ideology
ایدئولوژی ساینتولوژیست
scientologist literature
ادبیات ساینتولوژیست
she is a dedicated scientologist.
او یک دانشمند اختصاصی است.
many scientologists believe in the teachings of l. ron hubbard.
بسیاری از دانشمندان معتقد به آموزههای ال. رون هابارد هستند.
he attended a scientologist meeting last night.
او شب گذشته در یک جلسه دانشمندان شرکت کرد.
as a scientologist, she practices auditing regularly.
همانطور که یک دانشمند است، او به طور منظم به حسابرسی می پردازد.
scientologists often engage in community service.
دانشمندان اغلب در خدمات اجتماعی مشارکت می کنند.
he identifies himself as a scientologist.
او خود را دانشمند معرفی می کند.
scientologist beliefs emphasize personal growth.
باورهای دانشمندان بر رشد شخصی تأکید دارند.
she was raised in a scientologist family.
او در یک خانواده دانشمند بزرگ شد.
many scientologists participate in workshops.
بسیاری از دانشمندان در کارگاه ها شرکت می کنند.
he is proud to be a scientologist.
او به عنوان یک دانشمند افتخار می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید