sconces

[ایالات متحده]/skɒns/
[بریتانیا]/skɑns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک براکت تزئینی برای نگه داشتن یک شمع یا نور دیگر، که معمولاً به دیوار متصل است

عبارات و ترکیب‌ها

Wall sconce

ساعت دیواری

Candle sconce

ساعت شمعی

Metal sconce

ساعت فلزی

جملات نمونه

I took from their sconces two flambeaux and giving one to Fortunato bowed him through several suites of rooms to the archway that led into the vaults.

من دو مشعل از دیوارکوب‌هایشان برداشتم و یکی را به فورچادو دادم و با تعظیم او را از طریق چندین سوئیت اتاق به سمت طاقی که به دخمه‌ها منتهی می‌شد، هدایت کردم.

The sconce on the wall cast a warm glow in the room.

چراغ دیواری روی دیوار، روشنایی گرمی را در اتاق ایجاد کرد.

She carefully hung the sconce beside the mirror in the hallway.

او با دقت چلچره را کنار آینه در راهرو نصب کرد.

The antique sconce added a touch of elegance to the living room.

چلچره قدیمی، ظاهری شیک و باوقار به اتاق نشیمن بخشید.

He adjusted the angle of the sconce to direct the light towards the painting.

او زاویه چلچره را تنظیم کرد تا نور به سمت نقاشی هدایت شود.

The sconce was made of wrought iron and had intricate designs.

چلچره از آهن دöküm ساخته شده بود و طرح های پیچیده ای داشت.

They installed matching sconces on either side of the fireplace.

آنها چلچره های مشابهی در هر دو طرف شومینه نصب کردند.

The sconce flickered as the candle inside burned low.

چلچره چشمک می زد زیرا شمع داخل آن کم سو می شد.

The sconce fell off the wall and shattered into pieces.

چلچره از دیوار افتاد و به تکه های کوچک تبدیل شد.

She dusted the sconce to keep it clean and shiny.

او چلچره را تمیز کرد تا آن را تمیز و براق نگه دارد.

The sconce was a perfect addition to the cozy reading nook.

چلچره یک مکمل عالی برای فضای مطالعه دنج بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید