scouts

[ایالات متحده]/skaʊts/
[بریتانیا]/skaʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از scout; جستجو کردن یا به دنبال چیزی گشتن; scout کردن; جستجو یا کاوش کردن
n. جمع scout; عضو پیشاهنگان; پیشاهنگان; پیشاهنگان در زمینه سازمان‌های نظامی یا جوانان

عبارات و ترکیب‌ها

scouts meeting

جلسه راهنمایی

scouts leader

سرپرست راهنمایی

scouts camp

اردوی راهنمایی

scouts badge

نشان راهنمایی

scouts program

برنامه راهنمایی

scouts activity

فعالیت راهنمایی

scouts training

آموزش راهنمایی

scouts patrol

گشت راهنمایی

scouts adventure

ماجراجویی راهنمایی

scouts event

رویداد راهنمایی

جملات نمونه

scouts learn essential survival skills.

کاوشگران مهارت‌های ضروری بقا را می‌آموزند.

many scouts participate in community service projects.

بسیاری از کاوشگران در پروژه‌های خدمات اجتماعی شرکت می‌کنند.

scouts often go camping to build teamwork.

کاوشگران اغلب برای ایجاد کار گروهی به کمپینگ می‌روند.

scouts earn badges for various achievements.

کاوشگران برای دستاوردهای مختلف نشان دریافت می‌کنند.

local scouts organize fundraising events.

کاوشگران محلی رویدادهای جمع‌آوری کمک‌های مالی را سازماندهی می‌کنند.

scouts are trained to be leaders in their communities.

کاوشگران برای رهبر شدن در جوامع خود آموزش می‌بینند.

many scouts enjoy hiking and exploring nature.

بسیاری از کاوشگران از پیاده‌روی و کشف طبیعت لذت می‌برند.

scouts participate in competitions to showcase their skills.

کاوشگران در مسابقات برای نشان دادن مهارت‌های خود شرکت می‌کنند.

scouts learn how to navigate using a map and compass.

کاوشگران یاد می‌گیرند چگونه با استفاده از نقشه و قطب‌نما جهت‌یابی کنند.

scouts often engage in environmental conservation efforts.

کاوشگران اغلب در تلاش‌های حفظ محیط زیست مشارکت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید