scribing

[ایالات متحده]/ˈskraɪbɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskraɪbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کشیدن خطوط؛ نشانه‌گذاری خطی در پزشکی؛ حکاکی یا کنده‌کاری
v. نوشتن؛ حکاکی (فعل حال استمراری از scribe)

عبارات و ترکیب‌ها

scribing tool

ابزار خط‌کشی

scribing process

فرآیند خط‌کشی

scribing line

خط خط‌کشی

scribing technique

تکنیک خط‌کشی

scribing machine

دستگاه خط‌کشی

scribing method

روش خط‌کشی

scribing surface

سطح خط‌کشی

scribing accuracy

دقت خط‌کشی

scribing mark

علامت خط‌کشی

scribing design

طراحی خط‌کشی

جملات نمونه

she spent hours scribing her thoughts in a journal.

او ساعت‌ها وقت صرف نوشتن افکارش در یک دفتر خاطرات کرد.

the artist is scribing intricate designs on the canvas.

هنرمند طرح‌های پیچیده را روی بوم نقاشی می‌نویسد.

he enjoys scribing poetry during his free time.

او از نوشتن شعر در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

the teacher is scribing the lesson on the board.

معلم درس را روی تخته می‌نویسد.

she was scribing the minutes of the meeting carefully.

او با دقت در حال یادداشت دقیق جلسه بود.

they found him scribing notes for his upcoming presentation.

آنها او را در حال یادداشت‌برداری برای ارائه آینده‌اش پیدا کردند.

he has a talent for scribing beautiful calligraphy.

او استعداد نوشتن خوشنویسی زیبا را دارد.

she was scribing her thoughts on the importance of education.

او در حال نوشتن افکارش در مورد اهمیت آموزش بود.

he was scribing the lyrics to his favorite song.

او در حال نوشتن متن آهنگ مورد علاقه خود بود.

the historian is scribing ancient texts for preservation.

باستان‌شناس متون باستانی را برای حفظ آنها می‌نویسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید