sealions

[ایالات متحده]/ˈsiːˌlaɪənz/
[بریتانیا]/ˈsiːˌlaɪənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع «sea-lion»؛ پستانداران دریایی بزرگ؛ موجود اسطوره‌ای شبیه لیون با دم ماهی؛ ماهی‌گوشتی.

جملات نمونه

sea lions basked in the warm sunshine on the rocky shore.

فُلک‌های دریایی در نور گرم خورشید روی ساحل سنگی خود آرامش می‌بردند.

the sea lions swam gracefully in the crystal clear water.

فُلک‌های دریایی با زیبایی در آب شفاف و پاک شنا می‌کردند.

we watched the sea lions perform tricks at the aquarium.

ما فُلک‌های دریایی را در آکواریوم در حال انجام فریب‌هایی می‌بینید.

sea lions can hold their breath for up to 20 minutes.

فُلک‌های دریایی می‌توانند نفس خود را تا 20 دقیقه نگه دارند.

a colony of sea lions gathered on the beach.

یک کلونی از فُلک‌های دریایی روی پляج جمع شدند.

the sea lion pup stayed close to its mother.

فَلک‌چک دریایی به مادرش نزدیک می‌ماند.

tourists photographed the sea lions resting on the pier.

گردشگران فُلک‌های دریایی را در حال استراحت روی پل عکس می‌گرفتند.

sea lions are highly intelligent marine mammals.

فُلک‌های دریایی حیوانات دریایی بسیار باهوشی هستند.

the sea lion barked loudly to communicate with others.

فُلک دریایی با فریاد زیاد برای ارتباط با دیگران می‌کرد.

fishermen sometimes compete with sea lions for fish.

گاهی کشتی‌گذاران با فُلک‌های دریایی برای ماهی رقابت می‌کنند.

sea lions use their whiskers to detect prey in the water.

فُلک‌های دریایی از بارانک‌های خود برای تشخیص غذا در آب استفاده می‌کنند.

the zoo keeper fed the sea lions with fresh fish.

پرورش دهنده حیوانات خانگی فُلک‌های دریایی را با ماهی تازه غذای می‌داد.

sea lions can weigh up to 800 pounds.

فُلک‌های دریایی می‌توانند تا 800 پوند وزن داشته باشند.

during breeding season, sea lions become very territorial.

در فصل زاد و ولاد، فُلک‌های دریایی بسیار منطقه‌ای می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید