seawaters

[ایالات متحده]/ˈsiːˌwɔːtəz/
[بریتانیا]/ˈsiːˌwɔːtərz/

ترجمه

n. آب نمک دریا

عبارات و ترکیب‌ها

clean seawaters

آب‌های پاک

warm seawaters

آب‌های گرم

polluted seawaters

آب‌های آلوده

deep seawaters

آب‌های عمیق

coastal seawaters

آب‌های ساحلی

cold seawaters

آب‌های سرد

open seawaters

آب‌های آزاد

salty seawaters

آب‌های شور

surrounding seawaters

آب‌های اطراف

local seawaters

آب‌های محلی

جملات نمونه

the seawaters around the island are crystal clear.

آب‌های دریا در اطراف جزیره کاملاً شفاف هستند.

seawaters can be affected by climate change.

آب‌های دریا می‌توانند تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی قرار گیرند.

many species thrive in the warm seawaters.

بسیاری از گونه‌ها در آب‌های گرم دریا به خوبی رشد می‌کنند.

the seawaters are home to diverse marine life.

آب‌های دریا زیستگاه حیات دریایی متنوعی هستند.

pollution is a serious threat to our seawaters.

آلودگی یک تهدید جدی برای آب‌های دریا است.

seawaters play a crucial role in regulating the climate.

آب‌های دریا نقش مهمی در تنظیم آب و هوا ایفا می‌کنند.

we enjoyed swimming in the warm seawaters.

ما از شنا کردن در آب‌های گرم دریا لذت بردیم.

seawaters are essential for the fishing industry.

آب‌های دریا برای صنعت ماهیگیری ضروری هستند.

seawaters have a significant impact on coastal ecosystems.

آب‌های دریا تأثیر قابل توجهی بر اکوسیستم‌های ساحلی دارند.

many tourists are drawn to the beautiful seawaters.

بسیاری از گردشگران به آب‌های دریا با منظره زیبا جذب می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید