The doctor prescribed a sedative to help the patient sleep.
پزشک داروی آرامبخش برای کمک به خوابیدن بیمار تجویز کرد.
She took a sedative before the flight to calm her nerves.
او قبل از پرواز برای آرام کردن اعصاب خود داروی آرامبخش مصرف کرد.
The sedative made him drowsy and relaxed.
داروی آرامبخش او را خوابآلود و آرام کرد.
The sedative is commonly used in dental procedures.
داروی آرامبخش معمولاً در روشهای دندانپزشکی استفاده میشود.
The sedative effect of the medication lasted for several hours.
اثر آرامبخش دارو برای چند ساعت طول کشید.
He was given a sedative to help him cope with the anxiety.
به او داروی آرامبخش دادند تا به او کمک کند با اضطراب مقابله کند.
The sedative helped the patient relax before the surgery.
داروی آرامبخش به بیمار کمک کرد تا قبل از جراحی آرامش بگیرد.
The sedative was administered intravenously for faster effect.
داروی آرامبخش به صورت داخل وریدی برای اثرگذاری سریعتر تجویز شد.
The sedative is known for its calming properties.
داروی آرامبخش به خاطر خواص آرامبخش آن شناخته شده است.
She was advised not to drive after taking the sedative.
به او توصیه شد پس از مصرف داروی آرامبخش رانندگی نکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید