seif

[ایالات متحده]/seɪf/
[بریتانیا]/seɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تپه شنی طولی؛ نوعی تپه شنی که در امتداد جهت باد قرار دارد
Word Forms
جمعseifs

عبارات و ترکیب‌ها

seif belt

کمربند سِیف

seif storage

فضای ذخیره سازی سِیف

seif deposit

سپرده سِیف

seif system

سیستم سِیف

seif locker

کابینت سِیف

seif key

کلید سِیف

seif access

دسترسی به سِیف

seif mechanism

مکانیزم سِیف

seif holder

نگهدارنده سِیف

seif security

امنیت سِیف

جملات نمونه

he decided to seif his belongings before moving.

او تصمیم گرفت قبل از نقل مکان وسایل خود را ایمن کند.

she always tries to seif her emotions during tough times.

او همیشه سعی می کند احساسات خود را در زمان های سخت ایمن کند.

it's important to seif your priorities when managing time.

هنگام مدیریت زمان، ایمن کردن اولویت های شما مهم است.

he learned to seif his thoughts before speaking.

او یاد گرفت قبل از صحبت کردن افکار خود را ایمن کند.

they need to seif their goals for the project.

آنها باید اهداف خود را برای پروژه ایمن کنند.

she took time to seif her options carefully.

او زمانی را صرف کرد تا با دقت گزینه های خود را ایمن کند.

he always tries to seif the best out of every situation.

او همیشه سعی می کند بهترین نتیجه را از هر موقعیتی ایمن کند.

we should seif our resources effectively to achieve success.

ما باید منابع خود را به طور موثر ایمن کنیم تا به موفقیت دست یابیم.

it's wise to seif your investments before the market changes.

قبل از تغییر بازار، ایمن کردن سرمایه گذاری های خود عاقلانه است.

she had to seif her time between work and family.

او باید زمان خود را بین کار و خانواده ایمن می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید