self-loading

[ایالات متحده]/[ˈself ˈləʊdɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈself ˈloʊdɪŋ]/

ترجمه

adj. خودکار بارگذاری شونده؛ نیازمند هیچ گونه کمک خارجی برای بارگذاری؛ مربوط به مکانیزمی که به طور خودکار بارگذاری می شود.
n. سلاح خودکار بارگذاری شونده.

عبارات و ترکیب‌ها

self-loading rifle

سلاح خودکار

self-loading pistol

تپانچه خودکار

self-loading mechanism

مکانیزم خودکار

self-loading action

عملکرد خودکار

was self-loading

خودکار بود

self-loading design

طراحی خودکار

self-loading system

سیستم خودکار

self-loading feature

ویژگی خودکار

self-loading type

نوع خودکار

self-loading gun

تفنگ خودکار

جملات نمونه

the self-loading rifle revolutionized warfare in the 19th century.

سلاح خودکار بارگذاری، جنگ‌افزار را در قرن نوزدهم متحول کرد.

we purchased a self-loading dishwasher to save time and effort.

ما یک ماشین ظرفشویی خودکار بارگذاری خریدیم تا در وقت و انرژی صرفه‌جویی کنیم.

the self-loading conveyor belt efficiently moved packages through the warehouse.

نوار نقاله خودکار بارگذاری به طور کارآمد بسته‌ها را از طریق انبار جابجا می‌کرد.

the new self-loading system significantly increased production output.

سیستم خودکار بارگذاری جدید، خروجی تولید را به طور قابل توجهی افزایش داد.

the self-loading truck reduced the need for manual labor on the construction site.

کامیون خودکار بارگذاری نیاز به نیروی کار دستی در محل ساخت و ساز را کاهش داد.

the self-loading carousel provided a convenient way to dispense products.

چرخنده خودکار بارگذاری راهی مناسب برای توزیع محصولات ارائه می‌داد.

the self-loading mechanism proved to be reliable and efficient.

مکانیسم خودکار بارگذاری قابل اعتماد و کارآمد از آب درآمد.

the company invested in a self-loading machine to automate the process.

شرکت در یک ماشین خودکار بارگذاری سرمایه‌گذاری کرد تا فرآیند را خودکار کند.

the self-loading feature of the firearm made it popular among soldiers.

ویژگی خودکار بارگذاری سلاح گرم باعث محبوبیت آن در بین سربازان شد.

the self-loading system minimized downtime and increased productivity.

سیستم خودکار بارگذاری، زمان خرابی را به حداقل رساند و بهره‌وری را افزایش داد.

the self-loading hopper automatically filled the mixing tank.

هوپرهای خودکار بارگذاری به طور خودکار مخزن مخلوط را پر می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید