semiproes

[ایالات متحده]/ˌsɛmɪˈprəʊz/
[بریتانیا]/ˌsɛmɪˈproʊz/

ترجمه

n. بازیکنان یا ورزشکاران نیمه‌حرفه‌ای
adj. نیمه‌حرفه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

semiproes competition

مسابقه نیمه‌حرفه‌ای

semiproes athlete

ورزشکار نیمه‌حرفه‌ای

semiproes league

لیگ نیمه‌حرفه‌ای

semiproes team

تیم نیمه‌حرفه‌ای

semiproes event

رویداد نیمه‌حرفه‌ای

semiproes training

آموزش نیمه‌حرفه‌ای

semiproes player

بازیکن نیمه‌حرفه‌ای

semiproes division

تقسیم‌بندی نیمه‌حرفه‌ای

semiproes level

سطح نیمه‌حرفه‌ای

semiproes skills

مهارت‌های نیمه‌حرفه‌ای

جملات نمونه

many semiproes participate in local tournaments.

بسیاری از نیمه‌حرفه‌ای‌ها در مسابقات محلی شرکت می‌کنند.

semiproes often train alongside professionals.

نیمه‌حرفه‌ای‌ها اغلب در کنار حرفه‌ای‌ها تمرین می‌کنند.

she decided to become a semipro after college.

او تصمیم گرفت بعد از کالج به یک نیمه‌حرفه‌ای تبدیل شود.

semiproes need to balance work and training.

نیمه‌حرفه‌ای‌ها باید کار و تمرین را متعادل کنند.

he plays as a semipro in the local league.

او به عنوان یک نیمه‌حرفه‌ای در لیگ محلی بازی می‌کند.

semiproes often seek sponsorships to support their careers.

نیمه‌حرفه‌ای‌ها اغلب به دنبال حمایت مالی برای حمایت از حرفه خود هستند.

many semiproes aspire to turn professional one day.

بسیاری از نیمه‌حرفه‌ای‌ها آرزو دارند یک روز به حرفه‌ای تبدیل شوند.

training camps are popular among semiproes.

کمپ‌های تمرینی در بین نیمه‌حرفه‌ای‌ها محبوب هستند.

semiproes often share tips and strategies online.

نیمه‌حرفه‌ای‌ها اغلب نکات و استراتژی‌ها را به صورت آنلاین به اشتراک می‌گذارند.

her goal is to compete as a semipro this season.

هدف او رقابت به عنوان یک نیمه‌حرفه‌ای در این فصل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید