sencillo

[ایالات متحده]/senˈθiʎo/
[بریتانیا]/senˈsiʎo/

ترجمه

adj. ساده؛ معمولی
n. بلیط تکی (بلیط یک‌طرفه)

جملات نمونه

the design is quite sencillo.

طراحی بسیار ساده است.

i prefer a sencillo lifestyle.

من یک سبک زندگی ساده را ترجیح می‌دهم.

the instructions are straightforward and sencillo.

دستورالعمل‌ها واضح و ساده هستند.

she wore a sencillo dress to the party.

او یک لباس ساده به مهمانی پوشید.

let's keep the plan sencillo.

بیایید برنامه را ساده نگه داریم.

he has a sencillo approach to problem-solving.

او یک رویکرد ساده برای حل مسئله دارد.

the recipe is sencillo and delicious.

دستور غذا ساده و خوشمزه است.

they live in a sencilla neighborhood.

آنها در یک محله ساده زندگی می‌کنند.

the solution is actually quite sencillo.

راه‌حل در واقع کاملاً ساده است.

i appreciate their sencilla attitude.

من از نگرش ساده آنها قدردانی می‌کنم.

the layout is remarkably sencillo.

چیدمان به طرز شگفت‌انگیزی ساده است.

she gave a sencillo explanation.

او یک توضیح ساده داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید