seroconverter

[ایالات متحده]/ˌsɪərəʊkənˈvɜːtə/
[بریتانیا]/ˌsɪroʊkənˈvɜrtər/

ترجمه

n. شخص یا موجودی که در پاسخ به یک عفونت یا واکسیناسیون آنتی بادی توسعه یافته است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

new seroconverter

تبدیل کننده جدید

primary seroconverter

تبدیل کننده اصلی

recent seroconverter

تبدیل کننده اخیر

potential seroconverter

تبدیل کننده بالقوه

seroconverter status

وضعیت تبدیل کننده

seroconverter rate

نرخ تبدیل کننده

seroconverter cohort

گروه تبدیل کننده

seroconverter profile

پروفایل تبدیل کننده

seroconverter group

گروه تبدیل کننده

seroconverter test

تست تبدیل کننده

جملات نمونه

the seroconverter showed a positive response to the treatment.

سرواکس، پاسخ مثبتی به درمان نشان داد.

as a seroconverter, he had to monitor his health closely.

به عنوان یک سرواکس، او باید به دقت وضعیت سلامتی خود را زیر نظر داشته باشد.

she became a seroconverter after the exposure.

او پس از قرار گرفتن در معرض، به سرواکس تبدیل شد.

the clinic specializes in care for seroconverters.

کلینیک در زمینه مراقبت از سرواکس ها تخصص دارد.

being a seroconverter can be a challenging experience.

سرواکس بودن می تواند یک تجربه چالش برانگیز باشد.

doctors advised the seroconverter to start treatment immediately.

پزشکان توصیه کردند که سرواکس درمان را فوراً شروع کند.

the seroconverter's journey involves regular testing.

مسیر سرواکس شامل آزمایشات منظم است.

research on seroconverters is crucial for understanding the disease.

تحقیقات در مورد سرواکس ها برای درک بیماری بسیار مهم است.

support groups can help seroconverters cope with their diagnosis.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به سرواکس‌ها کمک کنند تا با تشخیص خود کنار بیایند.

the seroconverter experienced a range of symptoms.

سرواکس طیف وسیعی از علائم را تجربه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید