serologic

[ایالات متحده]/ˌsɪərəˈlɒdʒɪk/
[بریتانیا]/ˌsɪrəˈlɑdʒɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مطالعه سرم خون

عبارات و ترکیب‌ها

serologic test

تست سرولوژیک

serologic response

پاسخ سرولوژیک

serologic assay

آزمایش سرولوژیک

serologic marker

نشانگر سرولوژیک

serologic survey

بررسی سرولوژیک

serologic analysis

تجزیه و تحلیل سرولوژیک

serologic findings

یافته‌های سرولوژیک

serologic screening

غربالگری سرولوژیک

serologic profile

نمایه سرولوژیک

serologic evaluation

ارزیابی سرولوژیک

جملات نمونه

the serologic tests revealed the presence of antibodies.

آزمایش‌های سرولوژیک نشان‌دهنده وجود آنتی‌بادی‌ها بودند.

serologic screening is essential for diagnosing infections.

غربالگری سرولوژیک برای تشخیص عفونت‌ها ضروری است.

they conducted serologic studies to track disease outbreaks.

آنها مطالعات سرولوژیک برای ردیابی شیوع بیماری انجام دادند.

serologic markers can indicate past infections.

نشانگرهای سرولوژیک می‌توانند نشان‌دهنده عفونت‌های قبلی باشند.

the serologic response to the vaccine was strong.

پاسخ سرولوژیک به واکسن قوی بود.

she underwent serologic testing for autoimmune diseases.

او برای بیماری‌های خودایمنی تحت آزمایش‌های سرولوژیک قرار گرفت.

serologic assays are used to detect viral infections.

آزمایش‌های سرولوژیک برای تشخیص عفونت‌های ویروسی استفاده می‌شوند.

understanding serologic profiles helps in patient management.

درک پروفایل‌های سرولوژیک به مدیریت بیمار کمک می‌کند.

he specializes in serologic research for tropical diseases.

او در تحقیقات سرولوژیک برای بیماری‌های گرمسیری تخصص دارد.

serologic testing can confirm the diagnosis of hepatitis.

آزمایش‌های سرولوژیک می‌توانند تشخیص هپاتیت را تأیید کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید