serveuse

[ایالات متحده]/sɜːˈvɜːz/
[بریتانیا]/sɜːrˈvɜːz/

ترجمه

n. پیشخدمت زن؛ پیشخدمت زن در رستوران یا کافه؛ پیشخدمت (در ورزش، به ویژه تنس)
شکل‌های واژه
جمعserveuses

جملات نمونه

the serveuse brought us the menu.

خدمتکار ما منو را آورد.

we asked the serveuse for the bill.

ما از خدمتکار فاکتور را خواستیم.

a smiling serveuse took our order.

یک خدمتکار لبخند دار سفارش ما را گرفت.

the serveuse poured wine into my glass.

خدمتکار شامپاگن را در جام من ریخت.

my sister works as a serveuse.

خواهر من به عنوان خدمتکار کار می کند.

the serveuse cleared the dirty plates.

خدمتکار ظروف کثیف را پاک کرد.

that serveuse has a great memory.

آن خدمتکار یادگیری خوبی دارد.

please call the serveuse to our table.

لطفاً خدمتکار را به میز ما بیاورید.

the serveuse recommended the fish of the day.

خدمتکار ماهی روز را توصیه کرد.

we left a generous tip for the serveuse.

ما به خدمتکار یک نقد نامه لطفاً گذاشتیم.

the serveuse served coffee to the customers.

خدمتکار قهوه را به مشتریان سرو کرد.

the busy serveuse dropped a fork.

خدمتکار مشغول یک چنگال را از دست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید