sesames

[ایالات متحده]/ˈsɛzəmiːz/
[بریتانیا]/ˈsɛzəmiːz/

ترجمه

n. نوعی گیاه که به خاطر دانه‌هایش کشت می‌شود؛ دانه‌های گیاه کنجد

عبارات و ترکیب‌ها

open sesame

باز کن سیم‌سیم

sesame oil

روغن کنجد

sesame seeds

دانه‌های کنجد

sesame street

خیابان سیم‌سیاه

sesame chicken

مرغ کنجد

sesame paste

خمیر کنجد

sesame snack

میان وعده کنجد

sesame flavor

طعم کنجد

sesame dressing

سس کنجد

sesame cake

کیک کنجد

جملات نمونه

sesames can be used to enhance the flavor of dishes.

می‌توان از کنجد برای افزایش طعم غذاها استفاده کرد.

she sprinkled sesames on her salad for added crunch.

او برای افزودن تردی، کنجد را روی سالادش پاشید.

sesames are rich in nutrients and good for health.

کنجد سرشار از مواد مغذی و مفید برای سلامتی است.

he loves to make tahini from ground sesames.

او عاشق درست کردن ته‌حینی از کنجد آسیاب شده است.

sesames are often used in asian cuisine.

کنجد اغلب در آشپزی آسیایی استفاده می‌شود.

adding sesames can elevate the taste of your dishes.

افزودن کنجد می‌تواند طعم غذاهای شما را ارتقا دهد.

sesames can be found in various forms, like seeds or oil.

کنجد را می‌توان در اشکال مختلف، مانند دانه‌ها یا روغن، یافت.

she enjoys baking with sesames in her bread recipes.

او از اضافه کردن کنجد به دستورالعمل‌های نان خود لذت می‌برد.

sesames are a common ingredient in middle eastern dishes.

کنجد یک ماده رایج در غذاهای خاورمیانه است.

he always adds sesames to his stir-fried vegetables.

او همیشه کنجد را به سبزیجات سرخ شده خود اضافه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید