sessionss

[ایالات متحده]/ˈseʃənz/
[بریتانیا]/ˈseʃənz/

ترجمه

n. جلسات؛ دوره جلسات (فرم جمع session)

جملات نمونه

the therapy sessions have helped me cope with anxiety.

جلسات درمانی به من کمک کرده است تا با اضطراب کنار بیایم.

we have weekly training sessions at the gym.

ما در هر هفته جلسات تمرین در گیم داریم.

the counseling sessions are conducted by experienced professionals.

جلسات مشاوره توسط متخصصان با تجربه انجام می‌شود.

the workshop sessions will cover various aspects of digital marketing.

جلسات کارگاهی جنبه‌های مختلف بازاریابی دیجیتال را پوشش خواهند داد.

i have booked two yoga sessions for this week.

من دو جلسه یوگا برای این هفته رزرو کرده‌ام.

the recording sessions lasted for several hours.

جلسات ضبط به مدت چند ساعت ادامه یافت.

our feedback sessions help improve team performance.

جلسات بازخورد ما کمک می‌کند تا عملکرد تیم را بهبود بخشیم.

the brainstorming sessions generated many innovative ideas.

جلسات ایده‌یابی بسیاری از ایده‌های نوآورانه را به دست آورد.

meditation sessions can reduce stress levels significantly.

جلسات مدیتیشن می‌تواند سطح استرس را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

the court sessions were postponed due to the holiday.

جلسات دادگاه به دلیل تعطیلی به تعویق افتاد.

dance sessions are held every saturday morning.

جلسات رقص هر صبح جمعه برگزار می‌شود.

the consultation sessions are available in multiple languages.

جلسات مشاوره در چندین زبان در دسترس است.

our support sessions run from monday to friday.

جلسات حمایت ما از یکشنبه تا جمعه انجام می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید