shahs

[ایالات متحده]/ʃɑːz/
[بریتانیا]/ʃɑːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عنوانی برای یک پادشاه در ایران؛ عنوانی برای حکام محلی در کشورهای آسیایی مانند هند

عبارات و ترکیب‌ها

shahs of persia

شاهان ایران

shahs and kings

شاهان و پادشاهان

shahs in history

شاهان در تاریخ

shahs of iran

شاهان ایران

shahs and emperors

شاهان و امپراتوران

shahs' legacy

میراث شاهان

shahs' rule

حاکمیت شاهان

shahs of old

شاهان باستانی

shahs of culture

شاهان فرهنگ

جملات نمونه

many ancient kings were known as shahs.

بسیاری از پادشاهان باستان به عنوان شاهان شناخته می‌شدند.

the shahs ruled over vast empires.

شاهان بر امپراتوری‌های وسیع حکومت می‌کردند.

shahs were often seen as divine leaders.

شاهان اغلب به عنوان رهبران الهی دیده می‌شدند.

in history, the shahs had significant influence.

در طول تاریخ، شاهان تأثیر قابل توجهی داشتند.

the last shah fled during the revolution.

آخرین شاه در طول انقلاب فرار کرد.

shahs were known for their opulent palaces.

شاهان به خاطر کاخ‌های مجلل خود شناخته می‌شدند.

many stories are told about the shahs of persia.

بسیاری از داستان‌ها در مورد شاهران ایران گفته می‌شود.

shahs often had multiple wives and concubines.

شاهان اغلب همسران و کنیزان متعددی داشتند.

the legacy of the shahs still influences the culture.

میراث شاهران هنوز بر فرهنگ تأثیر می‌گذارد.

shahs were often patrons of the arts and sciences.

شاهان اغلب حامی هنر و علوم بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید