shallons

[ایالات متحده]/ˈʃælənz/
[بریتانیا]/ˈʃælənz/

ترجمه

n. پاچه؛ پشت (گویش غیررسمی اینترنتی)

عبارات و ترکیب‌ها

a shallon

یک شلون

the shallons

شلون‌ها

these shallons

این شلون‌ها

shalloning

شلون‌کردن

shalloned

شلون‌شده

fresh shallons

شلون‌های تازه

many shallons

بیشمار شلون‌ها

our shallons

شلون‌های ما

wild shallons

شلون‌های جنگلی

جملات نمونه

the dancers lifted their shallons with grace.

نواجین با گrace پرده‌های خود را بلند کردند.

the museum displayed several antique shallons.

موزه چندین پرده قدیمی را نمایش داد.

she wore a beautifully embroidered shallon.

او یک پرده زیبا و دوخته شده پوشید.

the festival featured colorful shallons from the region.

جشن با پرده‌های رنگارنگ منطقه از ویژگی‌های آن بود.

he folded the heavy wool shallon carefully.

او با دقت پرده پشمی سنگین را پویید.

the play required authentic shallons for the actors.

نمایش نیاز به پرده‌های اصیل برای بازیگران داشت.

we found some vintage shallons at the market.

ما در بازار چند پرده گذشته را پیدا کردیم.

her grandmother knitted a warm shallon for winter.

مادربزرگ او یک پرده گرم را برای زمستان بافته بود.

the designer used silk shallons in the collection.

طراح از پرده‌های پشمی در جمعه استفاده کرد.

they draped the shallons over the furniture.

آنها پرده‌ها را روی مبلمان پهن کردند.

cleaning these delicate shallons requires special care.

پاک کردن این پرده‌های نازک نیاز به مراقبت ویژه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید