shallots

[ایالات متحده]/ʃəˈlɒts/
[بریتانیا]/ʃəˈlɑːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع شانگ یا پیازچه؛ نوعی پیاز که به پیاز سبز نیز معروف است

عبارات و ترکیب‌ها

fresh shallots

پیازچه تازه

chopped shallots

پیازچه خرد شده

sauteed shallots

پیازچه تفت داده شده

shallots and garlic

پیازچه و سیر

shallots in vinegar

پیازچه در سرکه

shallots for garnish

پیازچه برای تزئین

pickled shallots

پیازچه ترشی

shallots with butter

پیازچه با کره

shallots in soup

پیازچه در سوپ

shallots on salad

پیازچه روی سالاد

جملات نمونه

i love adding shallots to my salad for extra flavor.

من عاشق اضافه کردن پیازچه به سالادم برای طعم بیشتر هستم.

shallots are a great substitute for onions in many recipes.

پیازچه‌ها جایگزین عالی برای پیاز در بسیاری از دستورالعمل‌ها هستند.

chopped shallots can enhance the taste of sauces.

پیازچه‌های خرد شده می‌توانند طعم سس‌ها را افزایش دهند.

when sautéing vegetables, i often use shallots for their sweetness.

وقتی سبزیجات را تفت می‌دهم، اغلب از پیازچه‌ها به دلیل شیرینی‌شان استفاده می‌کنم.

shallots can be caramelized to create a delicious topping.

می‌توان پیازچه‌ها را کاراملی کرد تا یک پوشش خوشمزه ایجاد کرد.

in french cuisine, shallots are often used in dressings.

در آشپزی فرانسوی، پیازچه‌ها اغلب در سس‌ها استفاده می‌شوند.

shallots add a mild onion flavor to the dish.

پیازچه‌ها طعم پیاز ملایمی به غذا می‌دهند.

finely minced shallots can be used in marinades.

می‌توان از پیازچه‌های ریز خرد شده در مایه ها استفاده کرد.

shallots are often used in gourmet recipes to elevate the dish.

اغلب از پیازچه‌ها در دستورالعمل‌های غذایی خاص برای ارتقای غذا استفاده می‌شود.

using shallots instead of garlic can change the flavor profile.

استفاده از پیازچه به جای سیر می‌تواند پروفایل طعم را تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید