sharebroker

[ایالات متحده]/ˈʃeəˌbrəʊkə/
[بریتانیا]/ˈʃɛrˌbroʊkər/

ترجمه

n. فردی که سهام و اوراق بهادار را به نمایندگی از مشتریان خرید و فروش می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

sharebroker fees

کارمزد کارگزار

sharebroker services

خدمات کارگزار

sharebroker account

حساب کارگزار

sharebroker advice

مشاوره کارگزار

sharebroker commission

کمیسیون کارگزار

sharebroker platform

پلتفرم کارگزار

sharebroker registration

ثبت‌نام کارگزار

sharebroker investment

سرمایه‌گذاری کارگزار

sharebroker portfolio

پورتفوی کارگزار

sharebroker market

بازار کارگزار

جملات نمونه

my sharebroker provided excellent advice on my investments.

مشاور سهام من مشاوره‌های عالی‌الخدمتی در مورد سرمایه‌گذاری‌های من ارائه داد.

it’s important to choose a reliable sharebroker.

انتخاب یک کارگزار سهام قابل اعتماد مهم است.

i consulted my sharebroker before making any trades.

قبل از انجام هر معامله‌ای با مشاور سهام خود مشورت کردم.

my sharebroker specializes in technology stocks.

مشاور سهام من در سهام فناوری تخصص دارد.

she trusts her sharebroker to manage her portfolio.

او به مشاور سهام خود برای مدیریت سبد سرمایه‌گذاری‌اش اعتماد دارد.

many investors rely on their sharebroker for market insights.

بسیاری از سرمایه‌گذاران برای کسب اطلاعات بازار به مشاور سهام خود متکی هستند.

my sharebroker charges a fee for each transaction.

مشاور سهام من برای هر معامله‌ای هزینه دریافت می‌کند.

he became a sharebroker after completing his finance degree.

او پس از اتمام تحصیل در رشته مالیات، به عنوان کارگزار سهام مشغول به کار شد.

finding a good sharebroker can significantly impact your returns.

پیدا کردن یک کارگزار سهام خوب می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر بازدهی شما داشته باشد.

my sharebroker recommended diversifying my investments.

مشاور سهام من توصیه‌ کرد سرمایه‌گذاری‌هایم را متنوع کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید