shekelss

[ایالات متحده]/ˈʃɛkəlz/
[بریتانیا]/ˈʃɛkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد اندازه‌گیری (یا ارز) عبری یا بابل باستانی؛ جمع شیکل، واحد پول اسرائیل

عبارات و ترکیب‌ها

spend shekels

هزینه کردن شکلهای پولی

earn shekels

بدست آوردن شکلهای پولی

save shekels

پس انداز کردن شکلهای پولی

invest shekels

سرمایه گذاری کردن روی شکلهای پولی

count shekels

شمارش شکلهای پولی

offer shekels

پیشنهاد کردن شکلهای پولی

receive shekels

دریافت کردن شکلهای پولی

waste shekels

دور ریختن شکلهای پولی

convert shekels

تبدیل کردن شکلهای پولی

borrow shekels

قرض گرفتن شکلهای پولی

جملات نمونه

he paid for the meal in shekels.

او برای صرف غذا به پول شِکِل پرداخت.

she saved up enough shekels for a vacation.

او برای یک تعطیلات پول کافی شِکِل پس انداز کرد.

the price of the book is fifty shekels.

قیمت کتاب پنجاه شِکِل است.

they exchanged dollars for shekels at the bank.

آنها دلار را در بانک با شِکِل عوض کردند.

he won a bet and received a few shekels.

او شرط بندی برد و چند شِکِل دریافت کرد.

she spent her last shekels on groceries.

او آخرین شِکِل های خود را برای خرید مواد غذایی خرج کرد.

investing in shekels can be a smart choice.

سرمایه گذاری در شِکِل می تواند انتخاب هوشمندی باشد.

he found some old shekels in his drawer.

او چند شِکِل قدیمی در کشوی خود پیدا کرد.

she earned a decent amount of shekels this month.

او این ماه مقدار قابل توجهی شِکِل به دست آورد.

they budgeted their shekels carefully for the trip.

آنها بودجه شِکِل های خود را برای سفر با دقت برنامه ریزی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید