shikse

[ایالات متحده]/ˈʃɪk.sə/
[بریتانیا]/ˈʃɪk.seɪ/

ترجمه

n. دختر غیر یهودی؛ دختر یهودی که به قوانین یهودی پایبند نیست
Word Forms
جمعshikses

عبارات و ترکیب‌ها

shikse girl

دختر شیکسه

shikse appeal

جذابیت شیکسه

shikse stereotype

کلیشه شیکسه

shikse friend

دوست شیکسه

shikse culture

فرهنگ شیکسه

shikse humor

طنز شیکسه

shikse charm

جاذبه شیکسه

shikse lifestyle

سبک زندگی شیکسه

shikse influence

تاثیر شیکسه

shikse friendzone

منطقه دوست‌داشتن شیکسه

جملات نمونه

she is a beautiful shikse who captures everyone's attention.

او یک شیکسه زیباست که توجه همه را به خود جلب می کند.

many people admire the charm of a shikse.

بسیاری از مردم مجذوب جذابیت یک شیکسه هستند.

he fell in love with a shikse during his travels.

او در طول سفر خود عاشق یک شیکسه شد.

the shikse at the party was the life of the event.

شیکسه در مهمانی، روح جشن بود.

her style made her stand out as a shikse.

سبک او باعث شد به عنوان یک شیکسه متمایز شود.

he often talks about his experiences with a shikse.

او اغلب درباره تجربیات خود با یک شیکسه صحبت می کند.

they invited a shikse to join their group.

آنها از یک شیکسه دعوت کردند تا به گروه آنها بپیوندد.

her laughter made her a memorable shikse.

خنده او باعث شد او یک شیکسه به یاد ماندنی باشد.

everyone wanted to dance with the shikse at the wedding.

همه می خواستند با شیکسه در عروسی برقصند.

he described her as the perfect shikse for his family.

او او را به عنوان شیکسه مناسب برای خانواده اش توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید