shmoes

[ایالات متحده]/ʃmoʊz/
[بریتانیا]/ʃmoʊz/

ترجمه

n. اصطلاح غیررسمی برای افراد، که اغلب در معنای تحقیرآمیز استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

regular shmoes

شموهای معمولی

average shmoes

شموهای متوسط

some shmoes

برخی از شموها

all shmoes

همه شموها

just shmoes

فقط شموها

dumb shmoes

شموهای احمق

lazy shmoes

شموهای تنبل

poor shmoes

شموهای فقیر

nice shmoes

شموهای خوب

old shmoes

شموهای پیر

جملات نمونه

those shmoes think they know everything.

آن دسته از افراد خودشیفته فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند.

don't be a shmoe and forget your keys again.

باز هم مثل آدم رفتار کن و کلیدت را فراموش نکن.

he acted like a shmoe during the meeting.

او در طول جلسه مثل یک آدم احمق رفتار کرد.

only shmoes would argue about trivial matters.

فقط آدم‌های احمق در مورد مسائل جزئی بحث می‌کنند.

she called him a shmoe for missing the deadline.

او به خاطر از دست دادن مهلت تحویل، او را آدم احمق خطاب کرد.

why do you hang out with those shmoes?

چرا با آن دسته از افراد خودشیفته وقت می‌گذرانی؟

don't be a shmoe; just ask for help.

مثل آدم رفتار کن؛ فقط از کمک بخواه.

shmoes like him always make excuses.

آدم‌های احمق مثل او همیشه بهانه می‌آورند.

he feels like a shmoe for forgetting her birthday.

او به خاطر فراموش کردن تولدش احساس می‌کند که آدم احمقی است.

those shmoes are always late to the party.

آن دسته از افراد خودشیفته همیشه دیر به مهمانی می‌رسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید