regular shmoes
شموهای معمولی
average shmoes
شموهای متوسط
some shmoes
برخی از شموها
all shmoes
همه شموها
just shmoes
فقط شموها
dumb shmoes
شموهای احمق
lazy shmoes
شموهای تنبل
poor shmoes
شموهای فقیر
nice shmoes
شموهای خوب
old shmoes
شموهای پیر
those shmoes think they know everything.
آن دسته از افراد خودشیفته فکر میکنند همه چیز را میدانند.
don't be a shmoe and forget your keys again.
باز هم مثل آدم رفتار کن و کلیدت را فراموش نکن.
he acted like a shmoe during the meeting.
او در طول جلسه مثل یک آدم احمق رفتار کرد.
only shmoes would argue about trivial matters.
فقط آدمهای احمق در مورد مسائل جزئی بحث میکنند.
she called him a shmoe for missing the deadline.
او به خاطر از دست دادن مهلت تحویل، او را آدم احمق خطاب کرد.
why do you hang out with those shmoes?
چرا با آن دسته از افراد خودشیفته وقت میگذرانی؟
don't be a shmoe; just ask for help.
مثل آدم رفتار کن؛ فقط از کمک بخواه.
shmoes like him always make excuses.
آدمهای احمق مثل او همیشه بهانه میآورند.
he feels like a shmoe for forgetting her birthday.
او به خاطر فراموش کردن تولدش احساس میکند که آدم احمقی است.
those shmoes are always late to the party.
آن دسته از افراد خودشیفته همیشه دیر به مهمانی میرسند.
regular shmoes
شموهای معمولی
average shmoes
شموهای متوسط
some shmoes
برخی از شموها
all shmoes
همه شموها
just shmoes
فقط شموها
dumb shmoes
شموهای احمق
lazy shmoes
شموهای تنبل
poor shmoes
شموهای فقیر
nice shmoes
شموهای خوب
old shmoes
شموهای پیر
those shmoes think they know everything.
آن دسته از افراد خودشیفته فکر میکنند همه چیز را میدانند.
don't be a shmoe and forget your keys again.
باز هم مثل آدم رفتار کن و کلیدت را فراموش نکن.
he acted like a shmoe during the meeting.
او در طول جلسه مثل یک آدم احمق رفتار کرد.
only shmoes would argue about trivial matters.
فقط آدمهای احمق در مورد مسائل جزئی بحث میکنند.
she called him a shmoe for missing the deadline.
او به خاطر از دست دادن مهلت تحویل، او را آدم احمق خطاب کرد.
why do you hang out with those shmoes?
چرا با آن دسته از افراد خودشیفته وقت میگذرانی؟
don't be a shmoe; just ask for help.
مثل آدم رفتار کن؛ فقط از کمک بخواه.
shmoes like him always make excuses.
آدمهای احمق مثل او همیشه بهانه میآورند.
he feels like a shmoe for forgetting her birthday.
او به خاطر فراموش کردن تولدش احساس میکند که آدم احمقی است.
those shmoes are always late to the party.
آن دسته از افراد خودشیفته همیشه دیر به مهمانی میرسند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید