shortfalling

[ایالات متحده]//ˈʃɔːtˌfɔːlɪŋ//
[بریتانیا]//ˈʃɔrtˌfɔlɪŋ//

ترجمه

v. حالت شرکت کردن در کمیت کمتر از مقداری که مورد انتظار است یا استانداردی که تعیین شده است
adj. ناکام در رسیدن به مقدار یا استانداردی که مورد انتظار است

عبارات و ترکیب‌ها

shortfalling demand

کم‌بود تقاضا

shortfalling target

کم‌بود هدف

shortfalling production

کم‌بود تولید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید