shortfields

[ایالات متحده]/ˈʃɔːtfiːld/
[بریتانیا]/ˈʃɔrtfiːld/

ترجمه

n. موقعیتی که توسط یک جنگجوی چریکی مدیریت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

shortfield landing

فرود کوتاه میدان

shortfield takeoff

برخاستن کوتاه میدان

shortfield approach

رویکرد کوتاه میدان

shortfield runway

بانده فرودگاه کوتاه میدان

shortfield technique

تکنیک کوتاه میدان

shortfield operations

عملیات کوتاه میدان

shortfield conditions

شرایط کوتاه میدان

shortfield performance

عملکرد کوتاه میدان

shortfield training

آموزش کوتاه میدان

shortfield strategy

استراتژی کوتاه میدان

جملات نمونه

the shortfield runway was challenging for the pilots.

مسیر فرودگاه کوتاه، برای خلبانان چالش‌برانگیز بود.

we need to prepare for landing on a shortfield.

ما باید برای فرود بر روی یک مسیر فرودگاه کوتاه آماده شویم.

the aircraft was designed for shortfield operations.

هواپیما برای عملیات در مسیر فرودگاه کوتاه طراحی شده بود.

shortfield takeoffs require special techniques.

تیک‌آف‌های مسیر فرودگاه کوتاه نیاز به تکنیک‌های ویژه دارد.

he practiced shortfield landings every weekend.

او هر آخر هفته فرودگاه‌های کوتاه را تمرین می‌کرد.

the shortfield approach was executed flawlessly.

رویکرد مسیر فرودگاه کوتاه به طور کامل اجرا شد.

weather conditions can affect shortfield performance.

شرایط آب و هوایی می‌تواند بر عملکرد مسیر فرودگاه کوتاه تأثیر بگذارد.

we flew to a remote airport with a shortfield.

ما به یک فرودگاه دورافتاده با یک مسیر فرودگاه کوتاه پرواز کردیم.

shortfield capabilities are essential for bush flying.

قابلیت‌های مسیر فرودگاه کوتاه برای پرواز در مناطق دورافتاده ضروری است.

the pilot demonstrated a shortfield landing technique.

خلبان یک تکنیک فرود در مسیر فرودگاه کوتاه را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید