shrewishnesses

[ایالات متحده]/ˈʃruːɪʃnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈʃruːɪʃnəsɪz/

ترجمه

n. خصوصیات یا موارد بودن ناراحت و خرمشوی.

جملات نمونه

her constant shrewishnesses made her colleagues avoid her at all costs.

خوبی‌های مداوم او باعث شد که همکارانش به هر قیمتی از او پرهیز کنند.

despite his many shrewishnesses, everyone loved him for his generosity.

هرچند او دارای خوبی‌های زیادی بود، اما هر کس او را به دلیل لطفش دوست داشت.

the shrewishnesses of the manager created a hostile work environment.

خوبی‌های مدیر محیط کار دشمنانه‌ای ایجاد کرد.

she tried to hide her shrewishnesses, but they always surfaced during meetings.

او سعی کرد خوبی‌هایش را پنهان کند، اما همیشه در جلسات ظاهر می‌شدند.

his shrewishnesses were often mistaken for passion and ambition.

خوبی‌های او اغلب به عنوان شغف و طمع اشتباه گرفته می‌شد.

the novel's protagonist is known for her shrewishnesses that eventually lead to her downfall.

شخصیت اصلی رمان به خوبی‌هایش معروف است که در نهایت به سقوط او منجر می‌شود.

we forgave her shrewishnesses because we understood her difficult past.

ما خوبی‌هایش را بخشیدیم چون گذشته دشوار او را درک می‌کردیم.

his mother's shrewishnesses were legendary in their small town.

خوبی‌های مادرش در شهر کوچکش شهرت داشت.

the teacher's shrewishnesses discouraged students from asking questions.

خوبی‌های معلم دانش‌آموزان را از پرسیدن سوالات بازدارد.

despite her shrewishnesses, she was an excellent mother.

هر چند او خوبی‌هایی داشت، اما مادری بسیار خوبی بود.

his wife's shrewishnesses were outweighed by her kindness and support.

خوبی‌های همسر او توسط لطف و حمایت او غلبه می‌شد.

the queen's shrewishnesses were tolerated because of her wisdom.

خوبی‌های پادشاهی به دلیل حکمت او تحمل می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید