sial

[ایالات متحده]/ˈsaɪəl/
[بریتانیا]/ˈsaɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی معدنی سیلیکاتی که از سیلیکون و آلومینیوم تشکیل شده است؛ لایه سیلیکاتی حاوی سیلیکون و آلومینیوم
Word Forms
جمعsials

عبارات و ترکیب‌ها

sial gland

غده بزاقی

sialolithiasis

سیالولیتیاز

sialorrhea

سیا لریا

sialic acid

اسید سیالیک

sialadenitis

سیالادنیت

sialometry

سیالومتری

sialic secretion

ترشح بزاقی

sialoendoscopy

اندوسکوپی بزاقی

sialadenectomy

سیالادنکتومی

sialic function

عملکرد بزاقی

جملات نمونه

the dentist examined my sial glands for any signs of infection.

دندانپزشک غدد بزاقی من را برای هرگونه علائم عفونت معاینه کرد.

excessive sial production can be a symptom of certain medical conditions.

تولید بیش از حد بزاق می‌تواند علامتی از برخی شرایط پزشکی باشد.

she felt a strange sensation in her sial glands.

او یک حس عجیب در غدد بزاقی خود احساس کرد.

dry mouth can lead to reduced sial flow.

خشکی دهان می‌تواند منجر به کاهش جریان بزاق شود.

the doctor explained the function of sial in digestion.

پزشک عملکرد بزاق در هضم را توضیح داد.

during the exam, i learned about the role of sial in oral health.

در طول معاینه، درباره نقش بزاق در سلامت دهان یاد گرفتم.

some medications can affect sial production.

برخی داروها می‌توانند بر تولید بزاق تأثیر بگذارند.

he was diagnosed with a disorder affecting his sial glands.

او به دلیل اختلالی که غدد بزاقی او را تحت تأثیر قرار داده بود، تشخیص داده شد.

proper hydration helps maintain healthy sial levels.

هیدراتاسیون مناسب به حفظ سطح سالم بزاق کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید