sibilations

[ایالات متحده]/ˌsɪbɪˈleɪʃən/
[بریتانیا]/ˌsɪbəˈleɪʃən/

ترجمه

n. تولید صدای جیرجیر؛ صدایی که هنگام تلفظ صداهای سبیلن تولید می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

sibilation effect

اثر هم‌سوسازی

sibilation sound

صدای هم‌سوسازی

sibilation frequency

فرکانس هم‌سوسازی

sibilation quality

کیفیت هم‌سوسازی

sibilation analysis

تجزیه و تحلیل هم‌سوسازی

sibilation pattern

الگوی هم‌سوسازی

sibilation range

دامنه هم‌سوسازی

sibilation characteristics

ویژگی‌های هم‌سوسازی

sibilation phenomenon

پدیده‌ی هم‌سوسازی

sibilation dynamics

پویایی هم‌سوسازی

جملات نمونه

the sibilation of the wind was soothing at night.

صدای وزوز باد در شب آرام‌بخش بود.

he noticed the sibilation of the snake in the grass.

او صدای سوت‌کشان مار در چمن را متوجه شد.

the sibilation from the kettle indicated it was boiling.

صدای جوش آب کتری نشان می‌داد که در حال جوشیدن است.

she loved the sibilation of the leaves in the breeze.

او صدای خش‌خش برگ‌ها در باد را دوست داشت.

the sibilation of the crowd grew louder as the event started.

صدای همهمه جمعیت با شروع رویداد بلندتر شد.

in the quiet room, the sibilation of the fan was the only sound.

در اتاق آرام، صدای وز وز پنکه تنها صدایی بود که شنیده می‌شد.

the artist captured the sibilation of the waves in her painting.

هنرمند توانست صدای موج‌ها را در نقاشی خود به تصویر بکشد.

as the train approached, i heard the sibilation of the brakes.

همانطور که قطار نزدیک می‌شد، صدای سوت قطار را شنیدم.

the sibilation of the flute added a mystical quality to the music.

صدای فلوت یک کیفیت عرفانی به موسیقی اضافه کرد.

in the silence of the night, the sibilation of the owls echoed.

در سکوت شب، صدای جغدها پژواک داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید