sibyl

[ایالات متحده]/ˈsɪb.əl/
[بریتانیا]/ˈsɪb.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که غیب‌گویی یا پیشگویی می‌کند؛ یک پیامبر یا اوراکل زن
Word Forms
جمعsibyls

عبارات و ترکیب‌ها

sibyl's prophecy

پیشگویی سیبیل

sibyl of cumae

سیبیل کومه

sibyl's wisdom

حکمت سیبیل

sibyl's voice

صدای سیبیل

sibyl's gift

هدیه سیبیل

sibyl's insight

بینش سیبیل

sibyl's vision

چشم انداز سیبیل

sibyl's chant

اجرای سیبیل

sibyl's riddle

معمای سیبیل

sibyl's oracle

وراكل سیبیل

جملات نمونه

the sibyl foretold the future with great accuracy.

پیشگویان آینده را با دقت بسیار پیش‌بینی می‌کردند.

many people sought the wisdom of the sibyl.

بسیاری از مردم به دنبال خرد پیشگو بودند.

the ancient texts described the sibyl's prophecies.

متون باستانی نبوت‌های پیشگو را توصیف می‌کردند.

in mythology, the sibyl was known for her divine insights.

در اساطیر، پیشگو به دلیل بینش‌های الهی خود شناخته می‌شد.

people traveled far to consult the sibyl.

مردم برای مشورت با پیشگو راه زیادی را طی کردند.

the sibyl's words were often cryptic and mysterious.

سخنان پیشگو اغلب مبهم و مرموز بودند.

her role as a sibyl made her a figure of reverence.

نقش او به عنوان پیشگو او را به شخصیتی قابل احترام تبدیل کرد.

the sibyl's cave was a sacred place of prophecy.

غار پیشگو مکانی مقدس برای پیشگویی بود.

legends tell of a sibyl who could communicate with the gods.

افسانه ها از پیشگویی صحبت می‌کنند که می‌توانست با خدایان ارتباط برقرار کند.

her reputation as a sibyl grew with each accurate prediction.

شهرت او به عنوان پیشگو با هر پیش‌بینی دقیق افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید