sickbag

[ایالات متحده]/ˈsɪkbæɡ/
[بریتانیا]/ˈsɪkbæɡ/

ترجمه

n. یک کیف برای استفاده در حالت استفراغ، به ویژه در کشتی‌ها یا هواپیماها؛ یک کیف بهداشتی
شکل‌های واژه
جمعsickbags

عبارات و ترکیب‌ها

sickbag please

لطفا یک کیف سیک

need a sickbag

یک کیف سیک لازم دارم

the sickbag

کیف سیک

sickbags provided

کیف‌های سیک فراهم شده‌اند

your sickbag

کیف سیک شما

sickbag station

ایستگاه کیف سیک

hand sickbag

کیف سیک دستی

sickbag ready

کیف سیک آماده است

get sickbag

کیف سیک بگیر

sickbag needed

کیف سیک لازم است

جملات نمونه

the passenger grabbed the sickbag just in time.

مسافر در دقیق‌ترین لحظه سبد امراض را گرفت.

she felt airsick and reached for the sickbag.

او احساس خفه شدن در هوا را داشت و به سبد امراض دست زد.

the flight attendant handed him a paper sickbag.

پilot یک سبد امراض کاغذی به او داد.

there was a unused sickbag in the seat pocket.

یک سبد امراض نا استفاده در جیب صندلی وجود داشت.

he vomited into the sickbag during the turbulence.

او در زمان لرزش هواپیما در سبد امراض ادرار کرد.

please dispose of the used sickbag properly.

لطفاً سبد امراض استفاده شده را به درستی ریسید.

i searched the seat pocket for a sickbag.

من برای یافتن یک سبد امراض جیب صندلی را جستجو کردم.

the child needed a sickbag because of motion sickness.

کودک به دلیل امراض حرکتی نیاز به یک سبد امراض داشت.

the pilot announced that the sickbags were located in the seat pockets.

پilot اعلام کرد که سبدهای امراض در جیب‌های صندلی قرار دارند.

she felt nauseous and asked the attendant for a sickbag.

او احساس خفه شدن را داشت و از پilot برای یک سبد امراض خواست.

he sealed the sickbag tightly after using it.

او پس از استفاده از سبد امراض آن را به طور محکم بست.

the sickbag was made of waxed paper to prevent leaks.

سبد امراض از کاغذ چرب ساخته شده بود تا نشت جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید