sickbay

[ایالات متحده]/ˈsɪk.beɪ/
[بریتانیا]/ˈsɪkˌbeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تأسیسات پزشکی در یک کشتی
Word Forms
جمعsickbays

عبارات و ترکیب‌ها

sickbay report

گزارش ایستگاه بهداشت

sickbay status

وضعیت ایستگاه بهداشت

sickbay crew

پرسنل ایستگاه بهداشت

sickbay duties

وظایف ایستگاه بهداشت

sickbay procedures

روش‌های ایستگاه بهداشت

sickbay access

دسترسی به ایستگاه بهداشت

sickbay evacuation

تخلیه ایستگاه بهداشت

sickbay equipment

تجهیزات ایستگاه بهداشت

sickbay patients

بیماران ایستگاه بهداشت

sickbay treatment

درمان در ایستگاه بهداشت

جملات نمونه

the sailor was taken to the sickbay for treatment.

ملوان برای درمان به Krankenbay منتقل شد.

the ship's sickbay is equipped with medical supplies.

Krankenbay کشتی با لوازم پزشکی مجهز است.

she spent the night in the sickbay recovering from her illness.

او شب را در Krankenbay گذراند و از بیماری خود بهبود یافت.

the sickbay staff are trained to handle emergencies.

پرسنل Krankenbay آموزش دیده اند تا بتوانند شرایط اضطراری را مدیریت کنند.

after the accident, several crew members went to the sickbay.

پس از حادثه، چندین خدمه به Krankenbay رفتند.

the captain ordered a check-up at the sickbay.

کاپیتان دستور معاینه در Krankenbay را داد.

in the sickbay, patients receive constant monitoring.

در Krankenbay، بیماران تحت نظر دائمی قرار دارند.

the sickbay is located near the engine room.

Krankenbay در نزدیکی اتاق موتور قرار دارد.

he was advised to stay in the sickbay for a few days.

به او توصیه شد چند روز در Krankenbay بماند.

the sickbay serves as a refuge for injured personnel.

Krankenbay به عنوان پناهگاهی برای پرسنل مجروح عمل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید