sideshow

[ایالات متحده]/ˈsaɪdʃəʊ/
[بریتانیا]/ˈsaɪdʃoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اجرا یا رویدادی که ثانویه به جاذبه اصلی است؛ یک رویداد جزئی یا انحرافی

عبارات و ترکیب‌ها

circus sideshow

نمایش سیرک

carnival sideshow

نمایش کارنوال

جملات نمونه

The circus had a sideshow featuring fire-eaters and sword-swallowers.

چادرهای سیرک دارای نمایشگاهی بود که در آن آتش‌افروزان و بلعیدهنده شمشیر حضور داشتند.

Visitors enjoyed the sideshow attractions before the main event started.

بازدیدکنندگان از جاذبه‌های نمایشگاه قبل از شروع رویداد اصلی لذت بردند.

The sideshow at the fair had a strongman and a contortionist.

نمایشگاه در نمایشگاه، یک مرد قوی و یک خمیده‌نشان داشت.

She found the sideshow creepy and decided to skip it.

او نمایشگاه را ترسناک یافت و تصمیم گرفت از آن صرف نظر کند.

The sideshow tent was brightly colored and attracted a lot of curious onlookers.

چادر نمایشگاه رنگارنگ بود و توجه بسیاری از افراد کنجکاو را به خود جلب کرد.

The sideshow featured a magician who performed amazing tricks.

نمایشگاه دارای یک شعبده‌باز بود که شعبده‌های شگفت‌انگیزی انجام می‌داد.

The sideshow added an extra element of excitement to the carnival.

نمایشگاه یک عنصر اضافی از هیجان را به کارناوال اضافه کرد.

The sideshow included a fortune teller who predicted the future.

نمایشگاه شامل یک پیشگوی آینده‌نگر بود.

Children were delighted by the sideshow featuring clowns and acrobats.

کودکان از نمایشگاه با بازی دلقک‌ها و آکروبات‌ها بسیار خوشحال شدند.

The sideshow performers rehearsed their acts before the big show.

هنرجویان نمایشگاه قبل از نمایش بزرگ، تمرینات خود را انجام می‌دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید