simazine

[ایالات متحده]/ˈsɪməzaɪn/
[بریتانیا]/ˈsɪməzaɪn/

ترجمه

n. نوعی علف‌کش
Word Forms
جمعsimazines

عبارات و ترکیب‌ها

simazine application

کاربرد سیمازین

simazine residue

باقیمانده سیمازین

simazine concentration

غلظت سیمازین

simazine toxicity

سمیت سیمازین

simazine exposure

قرار گرفتن در معرض سیمازین

simazine regulation

مقررات سیمازین

simazine formulation

فرمولاسیون سیمازین

simazine levels

سطح سیمازین

simazine detection

تشخیص سیمازین

simazine monitoring

نظارت بر سیمازین

جملات نمونه

simazine is commonly used in agricultural practices.

سیمازین به طور معمول در روش‌های کشاورزی استفاده می‌شود.

the use of simazine can help control weed growth.

استفاده از سیمازین می‌تواند به کنترل رشد علف‌های هرز کمک کند.

farmers often rely on simazine for effective crop protection.

کشاورزان اغلب برای محافظت موثر از محصولات به سیمازین متکی هستند.

simazine is classified as a herbicide.

سیمازین به عنوان یک علف‌کش طبقه‌بندی می‌شود.

research indicates that simazine may have environmental impacts.

تحقیقات نشان می‌دهد که سیمازین ممکن است اثرات زیست‌محیطی داشته باشد.

regulations on simazine usage are becoming stricter.

مقررات مربوط به استفاده از سیمازین سخت‌گیرانه‌تر می‌شوند.

simazine can be applied pre-emergence for better results.

سیمازین می‌تواند قبل از ظهور برای دستیابی به نتایج بهتر استفاده شود.

farmers should be aware of simazine's resistance issues.

کشاورزان باید از مشکلات مقاومت سیمازین آگاه باشند.

simazine residues can affect water quality.

آثار سیمازین می‌تواند بر کیفیت آب تأثیر بگذارد.

alternatives to simazine are being researched for sustainability.

برای پایداری، جایگزین‌های سیمازین در حال تحقیق هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید