sinequans

[ایالات متحده]/ˈsɪnɪkwənz/
[بریتانیا]/ˈsɪnɪkwənz/

ترجمه

n. جمع سینکوان؛ نام تجاری برای داروی ضد افسردگی سه چرخه‌ای دوکسپین، که برای درمان افسردگی و اضطراب استفاده می‌شود.

جملات نمونه

the lawyer argued that there were no sine qua non conditions for the contract's validity.

advocat می‌گوید که هیچ شرط ضروری برای صحت قرارداد وجود ندارد.

mutual trust is the sine qua non of any successful partnership.

اعتماد متقابل شرط ضروری هر همکاری موفقی است.

proper funding is a sine qua non for the project's completion.

تامین مالی مناسب شرط ضروری برای اتمام پروژه است.

privacy is considered a sine qua non of democracy.

حریم خصوصی به عنوان شرط ضروری دموکراسی در نظر گرفته می‌شود.

patience is the sine qua non of a good teacher.

صبر شرط ضروری یک معلم خوب است.

a valid passport is a sine qua non for international travel.

یک پاسپورت معتبر شرط ضروری برای سفر بین‌المللی است.

good communication is the sine qua non of a healthy relationship.

ارتباط خوب شرط ضروری رابطه سالم است.

safety training is a sine qua non for working in the laboratory.

آموزش ایمنی شرط ضروری برای کار در آزمایشگاه است.

innovation is the sine qua non of survival in the tech industry.

نوآوری شرط ضروری برای بقا در صنعت فناوری است.

consent is the sine qua non of ethical medical practice.

رضایت شرط ضروری برای عملکرد اخلاقی پزشکی است.

strict discipline is the sine qua non of the military training program.

تأدب سخت شرط ضروری برنامه آموزشی نظامی است.

reliable data is a sine qua non for accurate market analysis.

داده‌های قابل اعتماد شرط ضروری برای تحلیل دقیق بازار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید