| جمع | sinnes |
sinner's prayer
خواستن گناهکار
she has a good sense of humor.
او حس حساست خوبی دارد.
he lost his mind after the accident.
او پس از حادثه عقلش را از دست داد.
in my mind, this is the best solution.
در ذهن من، این بهترین راه حل است.
she has a keen sense of direction.
او حس جهتیابی حادی دارد.
the news shocked everyone to their senses.
خبر تمام کسان را به حواسشان بازمیگرداند.
he came to his senses after being unconscious.
او پس از بیخیال شدن به حواسش بازگشت.
she has no sense of time.
او حس زمانی ندارد.
the children used their common sense.
کودکان از حس عقلایی خود استفاده کردند.
he has a business sense.
او حس کسب و کار دارد.
in my right mind, i would never do that.
در حالت عقلایی من، هرگز چنین کاری نمیکردم.
she spoke sense into him.
او به او حکمت گفت.
the accident left him out of his senses.
حادثه او را از حواسش خارج کرد.
sinner's prayer
خواستن گناهکار
she has a good sense of humor.
او حس حساست خوبی دارد.
he lost his mind after the accident.
او پس از حادثه عقلش را از دست داد.
in my mind, this is the best solution.
در ذهن من، این بهترین راه حل است.
she has a keen sense of direction.
او حس جهتیابی حادی دارد.
the news shocked everyone to their senses.
خبر تمام کسان را به حواسشان بازمیگرداند.
he came to his senses after being unconscious.
او پس از بیخیال شدن به حواسش بازگشت.
she has no sense of time.
او حس زمانی ندارد.
the children used their common sense.
کودکان از حس عقلایی خود استفاده کردند.
he has a business sense.
او حس کسب و کار دارد.
in my right mind, i would never do that.
در حالت عقلایی من، هرگز چنین کاری نمیکردم.
she spoke sense into him.
او به او حکمت گفت.
the accident left him out of his senses.
حادثه او را از حواسش خارج کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید