siris

[ایالات متحده]/ˈsɪrɪs/
[بریتانیا]/ˈsɪrɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. سیستم بررسی فروسرخ پرتویی
شکل‌های واژه
جمعsiriss

عبارات و ترکیب‌ها

siris studies

مطالعات سیریس

siris found

سیریس پیدا شد

siris running

سیریس در حال اجرا است

meet siris

با سیریس آشنا شوید

siris knows

سیریس می داند

siris called

سیریس تماس گرفته شد

siris working

سیریس در حال کار است

ask siris

از سیریس پرسیدن

siris thinks

سیریس فکر می کند

siris coming

سیریس آماده است

جملات نمونه

siris called me yesterday.

سیریس دیروز من را تلفن کرد.

siris is my best friend.

سیریس بهترین دوست من است.

i met siris at the coffee shop.

من در کافه‌ای با سیریس آشنا شدم.

siris loves reading books.

سیریس دوست دارد کتاب بخواند.

my sister named her daughter siris.

خواهر من دخترش را سیریس نام‌گذاری کرد.

siris works at the hospital.

سیریس در بیمارستان کار می‌کند.

we had dinner with siris last night.

ما شب گذشته با سیریس شام خوردیم.

siris is studying chinese.

سیریس چینی می‌آموزد.

i gave siris a gift.

من به سیریس هدیه‌ای دادم.

siris lives in beijing.

سیریس در پکن زندگی می‌کند.

siris enjoys playing tennis on weekends.

سیریس در ایام ایتیم به بازی تنس لذت می‌برد.

siris borrowed my book yesterday.

سیریس دیروز کتاب من را از دستگاه امانت گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید